السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

43

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

و در كليهء اعمال فردى و روابط اجتماعى منظم بار مىآورد و تمام افراد را با تشريع دو وظيفهء بزرگ « امر به معروف » و « نهى از منكر » ، مسئول و ناظر بر اعمال يك‌ديگر قرار مىدهد و بدين ترتيب در محيط ساخته شدهء اسلام در تمام مواقف كوچك و بزرگ حيات ، نظم و راستى و پاكى و تقوا حكومت مىكند و اعضاى سازندهء جامعه يك به يك حافظ نظام متين اجتماعى هستند و موظفند با نظارت همه‌جانبه و متقابل ، از بروز هرگونه سستى ، و بىنظمى و قانون‌شكنى جلوگيرى كنند و نگذارند عوامل انقراض كه به مثابهء ميكروب‌ها ، بنيان سلامت جامعه را ويران مىكنند ، نضج و قوت گيرد . . . . بنابراين ، از نظر « حفظ » سازمان اجتماعى ، نيز اسلام ، غنى و پرمايه است و تمدن امروز فقير و بيچاره ؛ اسلام مىتواند اجتماع منظم خود را حفظ كند و تمدن امروز نمىتواند . آيا كدام‌يك از اين دو رويهء اسلام و جهان متمدن با حقيقت عالم ، سازمان روحى انسانى ملايمت و مطابقت دارد ؟ آيا اسلام ، توانسته است آدمى را به كمال درخور خود برساند و به حقايق جهان آشنايش كند و گوهر گران‌مايهء انسانيت را به او باز دهد يا جهان متمدن ؟ ! داورى با خردمندان است . تمام امتيازهاى ذكر شدهء دين اسلام بر تمدن شرق و غرب ، از ريشهء توحيد و خداشناسى كه اساس و پاى اصلى اين آيين مبين است مايه مىگيرد و سرچشمهء همهء بيچارگىهاى تمدن امروز ، فراموش كردن حقيقت اصلى حيات يعنى خداى جهان‌آفرين و توجه كامل به جهان ماده و زر و زيور و زرق و برق دنيا ، منهاى خدا و معنويت و اخلاق است . تمدن امروز ، بايد از اين گناه بزرگ استغفار كند و به فرمان خدا گردن نهد و از سركشى و طغيان دست بردارد و تسليم ارادهء الهى شود ، و به نداى جهانى اسلام پاسخ گويد تا جامعهء آرمانى انسانى به وجود آيد و بشريت روى خوشى و آسايش و عزّت و